انواع قراردادها وقواعد حاکم برآن

وقتی نام ازقرارداد میبریم معنی ومفعومش آنست که طرف صحبت ما حداقل دونفر است ومابا دوشخص حقیقی ویا دوشخصیت حقوقی که حداقل یکی به عنوان کارفرما ودیگری به عنوان پیمانکار میباشد مواجه هستیم وبا توجه به اینکه قبلا درمورد این دوشخصیت صحبت کرده بودیم لذا دراین بخش به انواع قراردادها که دوشخصیت حقیقی یاحقوقی که میتوانند براساس آن فعالیت خود راآغاز نمایند میپردازیم

قراردادبصورت فهرست بها

بااینکه همه ما پیمانکاران بااین بخش کاملا آشنایی داریم لذا بهتر است اول معنی فهرست بها راتشریح کنیم وبگوئیم فهرست بهاچیست؟ یکی ازوظایف مهم سازمان مدیریت وبرنامه ریزی آنست که باتشکیل جلسات متعدد ودعوت ازکارشناسان خبره وبراساس شاخص بانک مرکزی واستعلام ازمنابع مختلف وکندوکاوهای دیگر قیمت کلیه اقلام رادررشته های مختلف مهندسی وهزینه های تمام شده آنها محاسبه وبا رایزنی های بسیار بصورت کتابچه هائی تخصصی شامل فهرست بها ابنیه ، تاسیسات ، برقی ، تاسیسات مکانیکی ، راه وباند ، وغیره تهیه نموده وبه دستگاههای اجرائی وانجمن های صنفی وپیمانکاران ارائه میدهد ، تاهم پیمانکاران وهم مشاوران وهم دستگاههای اجرائی مصالح وکار تخصصی مربوطه رابراساس قیمتهای تمام شده مندرج درفهرست بهابه عنوان مبنای محاسبه قرارداده وپیماکناران درهنگام محاسبه پروژه ها برمبنای آن سود مورد نظر خود رابرآن اضافه ویا کسر مینمایند وقیمت پیشنهادی خود راارائه ووارد مناقصه میشوند. لذ ا وقتی میگوئیم قراردادی بافهرست بها است یعنی نقشه وجزئیاتی که مشاور تهیه میکند وبراساس آن نقشه وجزئیات تصویب شده کارفرما مصالح مصرفی وهزینه آنرا مشاور مشخص میکند درواقع مبنای ورودبه مناقصات است لذا چنانچه پیمانکار براساس مبانی داده شده کارفرما وارد مناقصه شود، اگر بیشتر ازآن مبنای اولیه قیمت بدهد، آنرا پلوس plus واگر براساس آن مبنا کمتر قیمت بدهد آنرا مینوس minus میگویند.

قراردادهای امانی

گاهی پیش می آیدکه کارفرما مصلحت میبیند که به خاطر صرفه و صلاح ویا مصلحت های دیگر خود مجری کارهایش باشد مثلا کارفرمائی که هم ماشین آلات لازم رابرای اجرای پروژه دارد وهم نیروی انسانی ماهر ومتخصص رادر اختیار داردبه خاطر آنکه نیروی موجودبه هدر نرود وپروژه نیز ارزان تر تمام شود باکسب مجوز ازبالاترین مقام اجرائی خود درخواست میکندکه آن پروژه رابه طوررسمی انجام دهد این روش اجرای کارامانی نامیده میشود. گاهی نیز پیش می آید دستگاههای اجرائی برای اینکه بتوانند نسبت به نگهداری ماشین آلات وتاسیسات خود بصورت فعال عمل کنند چنین شیوه ائی رابکار می برند هرچند توصیه شده است که کارفرمایان دولتی چنین کاری راانجام ندهند ولی گاهی نیز اجتناب ناپذیر است .

قرارپیمان مدیریت

دراین قرارداد کارفرما دیگر کاری به فهرست بها وغیره ندارد، بلکه کاری رابه پیمانکار واگذار ویک نفر رانیز ناظر کارش انتخاب میکند وکلیه مصالحی که پیمانکار برای پروژه خریداری میکند ازفروشنگان رسمی وفاکتورذ مستند وهمچنین اجرت کارگرانی که کارمربوطه راانجام میدهند طبق لیست تایید شده طرفین ، کارفرمای ناظر وپیمانکار وباتوجه به ضریب بالاسری توافق شده دستمزد پیمانکار جهت انجام کار وپس ازافزودن مالیات ، بیمه ، مالیات برارزش افزوده که اخیرا نامش نیز عوض شده وبه خدمات مبتنی برمحتوا تبدیل گشته به پیمانکار پرداخت مینمایند یااینکه مالیات ، بیمه وغیره راکارفرما به مسئولین مربوطه پرداخت نموده وتصویر اسناد پرداختی رادراختیار پیمانکار قرارمیدهد وفقط دستمزد خالص دریافتی پیمانکار رادرحسابی که پیمانکار قبل ازعقد قرارداد یا درمتن قرارداد بکارفرما اعلام نموده واریز وتاییدیه آنرا ازپیمانکار درخواست مینماید.

قرارداد مترمربع زیربنا

این قراردادها بیشتر درانبوه سازی متداول است ودولت جمهوری اسلامی ایران درقراردادهای مسکن مهر مبادرت به چنین روشی نموده وسازمان مدیریت وبرنامه ریزی هم مجری آن شده است . برای پروژه هایی که سطح زیربنای آن حداکثر دوهزار مترمربع است ازاین روش استفاده میشود درواقع قسمتی ازپروژه های مسکن مهر بااین روش پیش رفته وبه علت نوسانات قیمت درطول مدت اجرای پیمانکاران عملا قادربه اتمام پروژه های خود نشدند. بااینکه دولت مبالغی هم برقیمت اولیه توافق شده اضافه نموده بود ولی باز امکان اجرای تمام پروژه های مسکن مهر میسر نبود ، ازطرفی بسیاری ازپیمانکاران نیز توانستند کارشان رابه سرعت بااین شیوه با اتمام برسانند.

قرارداد پیشرفت کار

بعضی ازقراردادهایی که درپروژه ها مطرح میشود براساس شرایط وضعیت پروژه ها بنحوی است که نمیتوان آنها رامانند قرارداد فهرست بها وغیره اجرا نموده مثلا درچاههای عمیق نفتی نمیتوان دقیقا مشخص نموده که عمق نفتی نهایی چه مقدار است . بنابراین هرمقدار عمق چاه بیشتر شود هزینه حفاری آن به مراتب بالاتر خواهد بود لذا چون حجم عملیات مشخص نیست ویا اینکه ممکن است نقشه های اجرایی درابتدا شروع عملیات آماده نباشددرچنین شرایطی که کار راباید بسرعت آغازکنیم قراردادهایی براساس پیشرفت کار مطرح میشود.

دیده شده است که اکثر اینگونه قراردادها درمیادین نفتی برقرار میگردد.

لازم است توضیح داده شودکه اخیرا قراردادهای جدیدی درعرصه پیمانکاری درکشور مارونق یافته است مثلا مطرح شده است

تلاش درجهت سازه کاری به منظور جذب سرمایه های کلان داخلی و خارجی
تلاش درجهت سازه کاری به منظور جذب سرمایه های کلان داخلی وخارجی
تلاش درکاهش تعهدات دولت درطرح های کلان
تلاش درتامین اعتبار مورد نیاز پروژه های کلان پروژه ملی

اینگونه قراردادها مخصوصا درزمان تحریم واینک نیز درپسا تحریم که استکبار جهانی به عناوین مختلف همکاری لازم رادرآزاد سازی عملیات بانکی بعضی ازبانکها نمی نماید ویابا ترساندن سرمایه داران خارجی ایران هراسی سعی دربی رغبت نمودن سرمایه داران خارجی برای ورودبه مناقصات مینماید کاربرد مطلوبی دارد البته باید بدانیم که اینگونه قراردادها به علت تنوعی که دارد تقریبا بین المللی شده است نحوه اجرای پروژه وچگونگی نیل به اهداف پروژه ومحدودیت تعهدات ومسئولیتها ازعوامل اصلی درپروژه است به علت اینکه بنحوقابل توجهی اصطلاحات ومفاهیم درادبیات مدیریت نظام های اجرائی بکار رفته است وآزمون وخطای آن درپروژه ها قبلا دیده شده وبرطرف گردیده اکنون درسطح بین المللی بصورت یک روش استاندارد درآمده ودرکشور عزیزما ایران نیز متداول گشته وجز انواع قراردادهای پیمانکاری بشمارمیرود.

قرارداد کلید دردست Turn key

این روش قرارداد شاید به این علت مطرح گردیدکه درپروژه ها چنانچه مشکلی پیدا میشد پیمانکار گناه آن مشکل رابه گردن طراح یا مشاور می انداخت وبالعکس مشاور آنرابه گردن مجری کار میگذاشت . درواقع این روش یا قرارداد طرح وساخت Design + Construction مسئولیت هردو موضوع رایعنی طراحی پروژه وساخت آنرا برعهده یک شرکت میگذاشت وخود نظارت عالیه دراجرای آنرا عهده دار میشد حسنی که اینگونه قراردادها دارند: اول مسئولیت لوث نمیشود وپیمانکار مسئول صفر تا صد موضوع قرارداد خود بوده ودرصورت وجود عیب آنرا رفع میکند. دوم : عیب ونقص کارش رانمیتواندبه دیگری نسبت دهد. سوم: سرعت عملیات اجرا به مراتب بیشتر میگردد اما درقراردادهای کلید دردست کاهی پیش می آید که کارفرما علاقه ایی ندارد به اینکه تمام یک پروژه رابصورت پیمان مدیریت به یک پیمانکار واگذار کند بلکه علاقمنداست قسمتی از آنرا خودش انجام دهدکه اینگونه قراردادها رادر عمل قراردادهای نصفه کلید دردست یا Partial on semi Turnkey میگویند دراینجا دیگر پیمانکار هیچگونه مسئولیتی دررابطه با کارهایی که درقرارداداز او حذف شده است ندارد وکارفرما خود دراین موردمسئول است. اما چنانچه مواردی پیش بیاید که کارشناسان متخصص این موضوع تشخیص دهند مبنی بر اینکه درست است که بخشی از کار بوسیله کارفرما صورت گرفته است ولی عملکرد پیمانکار درپروژه مربوط به آن قسمت ازکاری که کارفرما عهدار بوده بنحوی بوده است که کار موضوع مسئولیت کارفرما رادچار نقص کرده است دراین صورت پیمانکار دراین زمینه مقصر شناخته خواهد شد.

قراردادهای E.P طراحی و تامین تجهیزات ویا EPC طراحی تامین تجهیزات .ساخت

این قراردادها معمولا چیزی شبیه قراردادهای کلید دردست میباشد ومعمولا درپروژه های بزرگ پتروشیمی وانرژی باالگوهای متنوعی ازآن پیروی میشود. بعضی ازشرکتها بدنبال طراحی وتامین تجهیزات میروندکه درقرارداد دوم معمولا برای کارفرمایان بدلیل اینکه مسئولیت پیمانکار درقبال پروژه بیشتر میگردد لذابیشتر ازآن استقبال میکنند. دراین قراردادها درجاییکه مشکل ایجاد میشود ودرقسمت تامین اعتباراست واگر بنحوی عمل شودکه کارفرما نسبت به تامین اعتبار پروژه اقدام کند روش E.P.C بسیار مناسب خواهد بود. درهردوروش مطالعت اولیه لازم است زیرا بدون مطالعات اولیه بعلت اینکه پیمانکاران روش های مختلف دراجرا ارائه میدهند لذا کارفرمایان نمی توانند بخوبی تصمیم گیری نمایند. درقراردادهای E.P.C مسئولیت پیمانکار از شروع تا خاتمه کاررا عهده دار است وچون هم کنترل کیفی و هم کنترل پروژه را پیمانکار عهدار است دیگر نمی تواند هیچگونه عذری را ارائه دهد درصورتی که درقراردادهای E.P این مسئولیت راکارفرما عهده دار است. ولذاپیمانکار اصلی دردستگاه دولتی برای انتخاب هرموضوعی ناچاربه مناقصه میرود ومناقصات متعددی رادنبال میکند درصورتی که پیمانکار E.P.C اینطور عمل نمیکند ودرنتیجه ملاحظه میکنیم واگذاری پروژه E.P وE.P.C اینطور عمل نمیکند ودرنتیجه ملاحظه میکنیم واگذاری پروژه E.P و E.P.C دارای تفاوت های فراوانی است. این دلیل است که در قراردادهای E.P.C چون پیمانکاربه همه امور پروژه آگاه است لذا مراحل راه اندازی وسرعت کارش بمراتب بیشتر است پس می توان بااین صورت این دو قرارداد راتفکیک نمود.

درقراردادE.P.C کارفرما نظارت زیادی برروی پروژه ندارد وپیمانکار صفرتاصد پروژه مسئول وپاسخگوخواهد بود.

پس درقراردادهای E.P.C پیمانکار هم مسئولیت اجرای کار را عهده دارمیباشد وهم مسئولیت کنترل پروژه که بسیار حائز اهمیت است درصورتی که در قراردادهای E.P این مسئولیتهای فوق الذکربرعهده کارفرما است .

درقراردادهای E.P.C وقتی کار به پایان میرسد کلیه مسئولیتهای اجرای پروژه وپیمانکاران دست دوم آن برعهده پیمانکار اصلی بوده واز اهمیت فراوانی برخوردار است .

پیمانکار عمومی یا اصلی چون به همه جزئیات اجرایی پروژه آشنایی داردواز ابتدای کار یعنی فازهای قبل ازراه اندازی ویا درحین راه اندازی با پیمانکاران دیگر مشارکت داشته بسیار حائز اهمیت است. امادر پیمان های E.P این نقش کم رنگ میشودوفقط می تواند نسبت به اعزام کارشناس اقدام نماید.

قراردادهای ساخت و بهره برداری و انتقال که به اختصار B.O.T گفته میشود . Boild+Operate+Transfer این نوع قراردادها تا قبل از سال 1980 درجهان وجود نداشت ولیکن درهمان سال دولت ترکیه تصمیمگرفت نسبت به راه اندازی و احداث چند نیروگاه خود اقدام نماید استفاده از این روش درمورد تاسیسات اساسی کشورها توسعه یافت واکنون در کشورهای درحال توسعه بسیار رواج دارد. این روش معمولا بیشتر در کشورهایی مطرح میشود که اول سرمایه ندارند. دوم تکنولوژی اجرای چنین پروژهایی رانیز ندارند واز طرفی علاقمند نیستند تاکشورشان برای مدتی طولانی بدهکار نمایند لذا با استفاده از این روش هم ازتکنولوژی این کشورها بهرمند میشوند وهم پولی برای اجرای پروژه نمی دهند وهم پس از اتمام دوره بهره برداری مجری طرح B.O.T اختیار اجرا وبهره برداری آنراعهده دار میشوند. اما باید نکات طریفی را درهنگام انعقاد قرارداد بصورت B.O.T درنظر گرفت .

1: آیا این شرکت متشکل از چند شرکت داخلی است که بصورت جوینت Joint قصد انجام واجرای آنرا دارد، در این صورت بایستی همه مدارک مشترک قانونی آنهاازجمله میزان سرمایه آنها رابرای اجرای پروژه کنترل نمود.
2: چنانچه شرکت خارجی قصد اجرای چنین پروژه ایی رادارد بایستی از همه نظر و مراتب بادقت بیشتری وی را کنترل نمود.
3: وضعیت مالی این پروژه که شرکت مربوطه آنرا جهت اجرا ارائه میدهد چگونه است.
4: فروش سهام پروژه
5: شرکتی که وارد مناقصه میشود ودر واقع بنحوی خریدار است آیا خود مالک ملکی که خریده است میشود.
6: پس از اتمام مدت چگونه آنرا منتقل می نماید.
7: چگونه قصد بهره برداری آنرا پس از ساخت دارد.
8: آیا پس از اتمام مدت قرارداد بهره برداری عمر قانونی پروژه چه مقدار است بهر تقدیر اینگونه قراردادها بایستی کاملا کارشناسانه و همشمندانه تنظیم وهم جزئیات آن مورد بررسی قرار گیرد تا هیچگونه مشکلی درآینده بوجود نیاورد.

قرارداد نحوه روش ساخت ومالکیت وبهره برداری که باختصار B.O.O گفته میشودBuild+Operate+Transfer اینگونه قراردادها معمولا درهنگام احداث بزرگ راهها ویا آزادراهها اقدام میکند بااین معنی که شرکتی می آید وسرمایه گذاری میکند واقدام به ساخت بزرگراه می نماید که دراینجا مسئله اول یعنی ساخت Build تحقق می یابد وبعد آنرا برابر توافق نامه ایی که بادولت داشته به مالکیت خود درآورد دراین صورت مسئله دوم نیز که قابلیت آن است یعنی Own اجرایی میشود وسپس آنرا با روش خود راه اندازی نموده و بهره برداری می نماید ودروافع مورد سوم نیز که مسئله بهره برداری است یعنی Opevate محقق میشود. حالا می تواند این بهره برداری از طریق وصول عوارض باشد ویا اینکه ممکن است سهم خود را به شرکت دیگر واگذار نماید امکان دارد دراین مورد دولت این قرارداد بهره برداری رابا او منعقد نماید بهرتقدیر دولت مخیر است نسبت به خرید ویا خدمات ناشی ازقرارداد ساخت وتملک وبهره برداری آنطورکه مصلحت میداند رسما اقدام نماید

قراردادهای B.O.O.T یعنی Build+Own+Operate+Transfer بیشتر این قراردادها همان قرارداد بطریق B.O.O است با این تفاوت که پس از بهره برداری تا سقف قرارداد توافق شده به کشور اصلی برگردانده میشود یعنی اینکه مجری پس از اینکه آنرا ساخت ومورد بهره برداری قرارداد که این بهره برداری مدت معینی خواهد بود آنرا به شرکت کارفرما منتقل میکند.

قراردادساخت یا ایجاد وانتقالی وبهره برداری B.T.O+Build+Transfer+Operate

دراین نوع قرارداد سرمایه گذار بخش خصوصی هزینه پروژه به انضمام خطراتی که درطول پروژه حادث میشود که بار مالی پروژه راافزایش میدهد راقبل ازتکمیل کار محاسبه نموده وبا این شرایط وارد کار میشود وظاهرا کارفرما مالک آن میگردد ولیکن حق بهره برداری ازپروژه به یک موسسه ثالث منتقل میگردد البته سازنده یا سرمایه گذار خصوصی برای موسسه ثالث اداره میکند ودر عوض اجازه خواهد یافت تا سرمایه گذاری خود رادر قالب یک توافقنامه ازدولت دریافت کند.

قراردادهای روش احداث یاساخت واجاره وانتقال که به B.L.T Build+Lease+Transfer

دراین نوع قراردادها سرمایه گذار خصوصی که وارد قرارداد شده اول آنرا میسازد سپس کارفرما یادولت باعقدقرارداد اجاره پروژه ساخته شده رابه اواجاره میدهد تاهزینه هایی راکه برای ساخت متحمل شده راطبق یک توافقنامه برداشت نماید وسپس زمانیکه مدت اجاره منقضی شد اصل موضوع اجاره به دولت برگردانده میشود.

روش قراردادهای متقابل که بنام Buy Back نامیده میشود.

این نوع قراردادها بیشتر درردیف قراردادهای خرید خدمت معنی میکند ومورد عمل آن نیز بیشتر درپروژه های نفتی وپتروشیمی است . بااین معنی که شرکت سرمایه گذار خارجی کلیه سرمایه گذاری لازم درپروژه رااعم ازتجهیزات واحداث وانتقال تکنولوژی عهده دار است وپس از اینکه پروژه به اتمام رسید آنرابه کشور میزبان منتقل می نماید اما برای بازگشت سرمایه وسودی که دررابطه با اجرا واتمام این پروژه متحمل شده وهمچنین تاخیرات اجرایی راکه متحمل ضرر وزیان شده رامحاسبه وبا تنظیم قراردادی ازمحصولات وفرآورده ایی که آن پروژه تولید میشود استفاده میکند تا بتواند سرمایه گذاری و سود خود را مستهلک گرداند. اینگونه قراردادها بیشتر درکشورهایی بوجود می آید که طبق قوانین دولتها آنها حق مالکیت بخش خصوصی یاخارجی رادر صنعت نفت مجاز نمیدانند مانند ایران اجرای این قرارداد ویژگیهایی دارد.

1: شرکتهای خارجی نقش پیمانکار رادارند وظیفه آنها اجرای پروژه وتامین تکنولوژی است.

2: کلیه هزینه های پروژه اعم ازتامین مصالح ، تکنولوژی ، اجرای کار، تاخیرات وغیره بوسیله فروش محصولات تولیدشده تامین وپرداخت خواهد شد.

3: حاکمیت دولت درمنابع هیدروکربوری قوت خود باقی است یعنی دولت همیشه مالک است .

4: قوانین پولی کشور میزبان بعنوان یک اصل پذیرفته شده است .

5: میزان برداشت وچگونگی آن با دولت وکشور میزبان است .

6: حق کنترل ونظارت فنی ومالی باید همیشه مورد توجه قرار گیرد.

شرکتهای خارجی درواقع نقش پیمانکار رادارند ووظیفه تامین سرمایه رادرتحقق هدف دارند.

نرخ بازده سالانه سرمایه گذاری متناسب با پروژه متغیر میباشد وبصورت اقساط بمقدارمساوی به پیمانکار مجری پرداخت میشود .

پس از پرداخت مطالبات پیمانکار مجری دیگر هیچگونه حق وحقوقی در پروژه نخواهد داشت.

پیمانکار مجری حق درخواست سهام رانخواهد داشت .

پیمانکار مجری وظیفه تامین قطعات وهم آموزش تکنولوژی راخواهد داشت.

قرادادهای تامین منابع مالی یا Finance

اینگونه قراردادها بین کشوراستفاده کننده ازتسهیلات وهمچنین کشوری که تسهیلات رادراختیار طرف دیگر قرار میدهد منعقد میگردد بعلت اینکه برای بازپرداخت ورعایت مفاد قرارداد بین دویا چند کشور ممکن است این توافق حاصل شود لذا مذاکراتی که دراین خصوص صورت میگیردباید منطبق باحقوق وقوانین آن کشورباشد ودقت درتنظیم مفاد قراردادیکی از مهمترین ارکان تصمیم گیری میباشد وطرفین از مشاوران ومستشاران حقوقی و حقوق بین المللی استفاده می نمایند طبیعی است مذاکرات بیشتر درمورد نحوه پرداخت ونحوه دریافت مبلغ تسهیلات ، حتی چگونگی استفاده از تسهیلات وحل اختلاف وغیره صورت میگیرد پس ملاحظه میکنیم چنانچه بخواهیم برای اجرای پروژه های گفته شده حدودی مشخص کنیم پروژه ها رابه پنج دسته تقسیم ومیتوانیم بگوییم تامین منابع مالی چهاردسته ازاین پروژه ها یعنی : پروژه های امانی in-house ویا طرح وساخت Design-Build ویا E.P.C-EngineeringوTurnkey + Procrement وD.B.B طراحی، مناقصه ساخت Design+Bid+Build همچنین روش وهمچنین PC روش تامین تجهیزات وساخت + Procrrement Construction ودر نهایت مدیریت اجرا Management Construction MC تماما نیاز به تامین مالی داخلی کارفرما دارند اما ازنظر طراحی وساخت ومدیریت اجرافقط پروژه های امانی یعنی in-hous است که باید تماما ایرانی باشد ولی درسایر موارد گفته شده یعنی طراحی وساخت و مدیریت باید پیمانکار خارجی باشد اما دسته پنجم یعنی قراردادهای Buy Back. B.O.O.B.O.T تامین منابع مالی وطراحی وساخت ومدیریت اجراتماما خارجی خواهد بود باید توجه داشت که درایران روش های قرارداد E.P.C طراحی با پیمانکار می باشد ولی درایران کارفرما خود رسما مشاورمیگیرد وتاکیدمیکندکه مستندات طراحی به تایید مشاور برسد.